من خیلی خیلی به همه سلام میکنم .بعضی آدمها هستند که با کار های خیلی کوچیک دنیای بقیع آدمها رو دگرگون میکنند و کل عمرشون رو تحت تاثیر قرار میده.

کلاس سوم ابتدایی بودم یه جایی فکر کنم اردویی مارو برده بودن و من مجبور بودم تنهایی برم خونه و اون موقع مثل الان تلفن نبود که زنگ بزنم مامانم بیاد دنبالم و میخواستم تنهایی برای اولین بار برم خونه و خیلی خیلی میترسیدم و مدرسه کنار یه پارک بود و چندتا آدم سیگاری بودن و. من میترسیدم برم یه خانم میان سال با یه خانم جوون تر که یه بچه هم تو یه کالسکه بود داشتن از اونجا میرفتن من که مردد بودم برم یانه موندم نگاه شون کرد م و بهشون سلام کردم اما جوابمو ندادن که باشون برم یه پسری با تیشرت مشکی موهاشم تو آفتاب یه حالت بور قشنگی داشت به جای اونا بهم سلام کرد و منم ترسم ریخت و آروم باش رفتم و از اونجا گذشتم . همون جواب سلام کوچولو کل دنیا ی منو عوض کرد من الان ۱۴ ساله همیشه سلام میکنم هرکسی و تو خیابون میبینم به نحوی بام چشم تو چشم میشه و لبخند میزنه هم سلام میکنم .به خاطر همین خیلی ها صدام میکنند سلامی:))

داشتم تو آشپز خونه غذا میپختم و غذام و تست میکردم که پخته یا نه یاد این خاطره افتادم و با خودم فکر میکردم چقدر در طول روز سلام میکنم که دیدم بعضی روزا بیشتر از ۵۰ بار سلام میکنم 🫠اون آقا پسر الان باید۳۴-۳۵ سالش باشه حتی نمیدونم کی بود اما یه رهگذر عادی زندگیم و عوض کرد و اون روز خیلی خیلی حالم و خوب کرد که با گذشت اینهمه سال یادم مونده . امیدوارم حالش خوب باشه ، دوست دارم یبار ببینمش و بگم آقا پسر تو خیلی خوبی که انقد دنیای منو عوض کردی و این دنیا رو برا من بچه کوچولو قشنگ تر کردی دمت گرم تو یه نشونه ی خدا برا من بودی.